خرید بک لینک

تا به حال شنیدهاید تشویق برای یک نفر است و تنبیه برای همه؟ امروز با ذکر مثالی، این موضوع را برایتان تبیین مینماییم!

هم اکنون بنده هستم. عیال مربوطه هم هم هست هم حضور دارد (متوجه شدت حضور شدید دیگر؟) بقیه هم هستند. بقیه هم خیلی هستند. بقیه به شکل حیرتآوری شدت حضور دارند مخصوصا فرزندان خردسالشان به یک شدتی حضور دارند که از این سن بعید است. همه هم از ابر استعدادهای عرصه صوت و صدا. یعنی در کنار این همه برنامه آقای گزارشگر و مردان آهنین و صدای طلایی، اگر برنامه حنجره بیپایان هم در همین کوپه قطار برگزار شود قطعا بر سر سه مقام نخست رقابت بسیار فشردهای برگزار خواهد شد!

ما هستیم. ما یعنی بنده و همسرم و عیالم (چون حضور ایشان فراتر از یک شخصیت بود برایشان دو کاراکتر در نظر گرفتیم) حضور کاملی داریم. بقیه هم هم هستند هم حضور دارند. نقطه اوج و تبلور این حضور همانا عربدههای جیغالود فرزندان دلبندی است که از بد حادثه ما همهشان با هم در همین واگن ما حضور دارند. اولش که ما آمدیم واگن خالی بود. صندلیها یک دست خالی و جایگاه ما هم بسیار مطمئن. در کمتر از ده دقیقه تمام خانوادههای دارای فرزندان جیغ جیغو ، نق نقو و روی اعصابی که در کل ایستگاه راه آهن پیدا میشدند به صورت رندوم تشریف آوردند در همین کوپه!

نشان به این نشان الان بیست دقیقه است بچه صندلی شماره 7 دارد عرررررررررررر می زند و تلاشهای مذبوحانه مادر بچه برای خفهکردن صدای کودک به جایی نمیرسد! یعنی طفلی یک طوری عربدهههههههه میزند که انگار پدر مربوطه شیر او را بدون اجازه خورده باشد و بچه گرسنه مانده باشد! مادر هم با عذاب وجدان طوری بچه را پیش پیش میکند که انگار دارد به خودش صد تا فحش میدهد که چرا چنین خبطی کرده! از این زاویه، دید درستی از پدر خطاکار ندارم ولی اگر امکانش بود یک عکسی از چهره اش میگرفتم. احتمالا او هم دارد از خودش میپرسد یک قلپ شیر ارزش این همه دردسر را داشت یا نه!

***

ما همه هستیم. من هستم. قطار هست. ایستگاه هست. (ای بابا! اینکه شعر قیصر امین پور شد که؟) بقیه هم هستند. بقیه هم به شدت هستند. نکتهای که تازه ازدواج کردههای هنوز بدون بچهای مثل بنده از این مسافرتهای آموزنده یاد میگیرند بحثهایی در مورد نحوه رفتار بچه هاست! مثلا بنده تا قبل از اینکه در این کوپه خوشبختی قرار بگیرم عمرا متوجه نمیشدم که گریه بین بچهها مسری است! آن بچههه یادتان هست که شیرش را خورده بودند؟ الان تمام بچههای واگن دارند در غم او گریه میکنند و مادرهایشان را سفت چسبیدهاند و همچنان که گریه میکنند دارند یک لگدی چیزی سمت پدرهای بیگناهشان می اندازند که یک وقت حق آنها خورده نشود؟ شیرش را یکی دیگر خورد یک ساعت گریه و عربدهاش را ما تحمل کردیم. شنیده بودید تشویق برای یک نفر تنبیه برای همه؟ این دقیقا همان اتفاقی است که افتاد!


شما منتشر کنید در

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 4 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:34

صفحه بندی